تبلیغات
وب‌نوشت احمدعلی شفیعی - مهاجرت به شهر ها 2

فکر کنید، بخواهید، احساس کنید تا به آن برسید...

مهاجرت به شهر ها 2

تاریخ:پنجشنبه چهاردهم آذرماه سال 1387-ساعت 12 و 17 دقیقه و 52 ثانیه

سان شناسی شهری 
*سید قاسم حسنی
انسان‏شناسی شهری، به عنوان تخصصی ویژه در انسان‏شناسی فرهنگی، پس از جنگ جهانی دوم یعنی هنگامی مطرح شد كه وضعیت اقتصادی ـ سیاسی جدید سبب رشد گسترده وانفجار آمیز شهرها نه فقط در مناطق توسعه یافته بلكه در مناطق  درحال توسعه جهان نیزشده بود. این فرایند نیمی از جمعیت جهان را به طور مستقیم  به درون مراكز شهری سوق داد و منجر به گسترش بی‏نظمی اجتماعات و بازسازمان‌یافتگی اشكال اجتماعی و ارزش‏های فرهنگی و به وجود آمدن خصوصیت فرهنگی جدید شد. در واقع این نوع شهر‏نشینی كه شكل مدرنی از شهر‏نشینی بود، برحسب اصول كاملاً متفاوتی سازمان یافته و با اصولی كه در دوران پیشین، شهرهای ماقبل مدرن را از روستاها جدا می‏كرد، تفاوت داشت.
سحر میرشاهی

مدیر سایت / فارغ التحصیل مهندسی علوم و صنایع غذایی از دانشگاه شهید چمران اهواز


View Profile >
تغییر و تحول به وجود آمده در شهرها و افزایش و رشد سریع جمعیت‏های شهری در شهرهای مدرن و پی‌آمدهای فرهنگی، اجتماعی و ظهور خصوصیات فرهنگی جدید و خرده‌فرهنگ‏ها و هم‏چنین تنوع قومی و بحث هم‌جواریشان، انسان‏شناسان را  برآن‌داشت تا از حوزة كلاسیك كه مربوط به قلمرو جغرافیایی اقوام ابتدایی و بومی بود، به جوامع پیچیده یعنی جامعة شهری توجه كنند. كتاب انسان‏شناسی شهری اثر ریچارد بشام  از آثار انسان‏شناسی شهری است كه تحت تأثیر همین تحولات نگاشته شده و از آثار خواندنی و قابل توجه به شمار می‌آید.
اگر زمان تقریبی شكل‏گیری انسان‏شناسی شهری (1940) را تا به حال (2003) به سه    دورة دو دهه‏ای تقسیم كنیم،‌ اثر بشام به دورة دوم یعنی دو دهة میانی مربوط می‏شود كه موضوعات خاصی را مورد توجه قرار می‏دهد و تفاوت‏هایی با دو دهة دیگر دارد.
كتاب مذكور حاوی هشت فصل است. فصل اول كتاب، به روند شكل‏‎گیری انسان‏شناسی شهری و روش‏شناسی كلاسیك انسان‏شناسی و چگونگی انطباق آن با محیط شهری می‏پردازد. كانون اصلی توجه در كتاب بشام، در همین فصل و فصل آخر كتاب نهفته است به همین دلیل برای آشنایی و بررسی این شاخة تخصصی سعی خواهد شد بر این فصول تأكید بیشتری شود.
بشام ریشه‏های شكل‏گیری انسان‏شناسی شهری را با تغییرات به وجود آمده پس از جنگ جهانی دوم مرتبط می‌داند. با ظهور جنگ جهانی دوم و تغییرات عمده در كشورهای جهان و برچیده شدن امپراطوری‏های استعماری و استقلال كشورهای تحت استعمار، تغییرات عمده‏ای در رویكرد مطالعاتی انسان‏شناسی به وجود آمد. با جنگ جهانی دوم و تغییرات سریع در سراسر جوامع بشری، انسان‏شناسان روند مطالعاتی خود را كه ابتدا موسوم به جوامع ابتدایی بود،‌ تغییر دادند و به واقعیت‏های زندگی اجتماعی مدرن توجه كردند. این مطالعات از دهه‌های چهل وپنجاه میلادی قرن بیستم  آغاز شد و انسان‏شناسان به نقش شهرها كه در جهان امروز باعث تغییرات عمده‏ای در شیوة زندگی و شكل‏گیری تعاریف فرهنگی جدید شده‌اند، توجه كردند. بشام نقش تغییر و جهان‌شمول شدن تغییر پس از جنگ جهانی دوم و پی‌آمدهای تغییر را در شكل‏گیری این شاخه از علم انسان‏شناسی، مهم می‏داند.
افزون بر این، وی به نگرش ضد استعماری توجه كرده واضافه می‌كند كه این نگرش در كشورهای تازه به استقلال رسیده، به دلیل مهاجرت و اقامت تعداد كثیری از نخبگان بومی كشورهای غربی برای آموزش در دانشگاه‏های غربی بود. در خلال این سفرها، حقیقتی برای آن‏ها مكشوف شد كه برای آن‏ها ناراحت‏كننده بود. آن حقیقت، این بود كه علم انسان‌شناسی، مردمان موسوم به«ابتدایی‏» را مورد مطالعه قرار می‏دهد، به این دلیل كه اغلب انسان‏شناسان در همین محیط‏های استعماری به مطالعه می‏پرداختند، این مكان‌ها عموماً موطن این نخبگان بود و در عوض، علم جامعه‏شناسی، جوامع متمدن و غربی را مورد مطالعه قرار می‏دهد. پیوند انسان‏شناسی با مردمان «ابتدائی» به این تفكر منجر شد كه تداوم حضور انسان‌شناسان غربی را در این كشورها نوعی توهین قلمداد كنند و دست به تغییری در نگرش خود نسبت به انسان شناسی بزنند و به این ترتیب پارادایم انسان‏شناسی را ازمحدودة حوزة ابتدایی وساده خارج كرده، به حوزة جوامع پیچیده و شهری گسترش دهند.
همان‌گونه كه ذكر شد، فصل اول و آخر كتاب بشام معرفی انسان‏شناسی شهری و روش‏شناسی این شاخه از انسان‏شناسی است. بقیه فصل‌ها به موضوعات این شاخه تخصصی و تحقیقاتی كه در قالب این موضوعات توسط انسان‏شناسان شهری انجام گرفته، پرداخته است. از نكات قابل توجه كتاب بشام پاسخ روش‏شناختی او برای مطالعه در شهرهاست. وی پس از معرفی دو روش پایه‏ای و اساسی انسان‏شناسی كه عبارتند از مشاهدة مشاركتی  و كل‎‏گرایی  سوالاتی در مورد به‏كار بردن این روش‏شناسی درگسترة جامعه شهری  مطرح می‏كند. برای مثال بشام این پرسش را  پیش می‌كشد كه با توجه به آن‌كه روش‌شناسی انسان‌شناسی  برای مطالعه بر جوامع كوچك و عناصر و اطلاع‌رسان‌های محدودی طراحی شده است ، گذر به شهر با پیچیدگی و تنوع و فراونی عناصر آن چگونه امكان‌پذیر خواهد بود؟  آیا گستره وحجم بزرگ شهر سبب نخواهد شد كه مطالعة انسان‌شناس شهری سطحی وكم عمق شود؟  بشام، برای پاسخ به این سؤالات و به كاربردن روش‏شناسی دقیق كه به تحریف واقعیت جامعة شهری منجر نشود، كاربرد شیوة خاصی را در روش‏شناسی توصیه می‏كند. به اعتقاد او این روش‏شناسی، در متن، ماهیت و ذات انسان‏شناسی نهفته است. انسان‏شناس با این تمهید روش‏شناختی است كه می‏تواند یك متن یا یك پدیده را مورد بررسی دقیق قرار دهد. تمهید روش‏شناختی توصیه شده توسط بشام برای بررسی متن شهری، محدود كردن حوزة میدانی و انتخاب یك زمینة فرهنگی مشخص در جامعة كلان شهری است.
او معتقد است بخش‏بخش كردن حوزه‏های شهری و گنجاندن حوزه‏ها در قالب محله یا زمینة فرهنگی با محدودة مشخص، می‏تواند تمهیدی باشد برای به كارگیری روش‏شناسی پایه‏ای انسان‏شناسی در متن شهری.او معتقد است در حوزه شهری، محققین انسان‏شناس باید مطالعات اجتماعی سطح میانه‏ای را جستجو كنند كه هم روش مشاهده مشاركتی و هم روش كل‏‎گرایی درآن قابل به‏كارگیری باشد.بشام در فصل آخر كتاب خود روش‏های تكمیلی را برمی‏شمارد كه همراه با روش‏شناسی پایه‏ای می‌توانند در مطالعات شهری موردستفاده قرار گیرند. روش‏های تكمیلی ارایه شده در فصل آخر كتاب بشام عبارتند از: اتنوگرافی خرد‌شهری ، فن‌ معنا‏شناسی قومی و فن‌شبكه‏ای ، مصاحبه‌های رسمی، اتنوگرافی كلان شهری ، و…
وی در فصول دیگر كتاب كه به موضوعات انسان‏شناسی شهری مرتبط است، به‏كارگیری این روش‏های تكمیلی را با ذكر نمونه‏هایی تشریح می‏كند. در واقع او از یك طرف موضوعات انسان‏شناسی شهری را در این فصول معرفی می‏كند و از طرفی دیگر روش‏شناسی تكمیلی را با بسط موضوع در هر بخش نشان می‏دهد. به عنوان مثال در فصل پنجم كتاب، یكی از انسان‏شناسان مشهور به نام اسكار لویس با توجه به موضوع در متن شهری با روش‏شناسی تكمیلی معرفی می‏شود كه می‏تواند مثال موردی دراین باره باشد. كار عمدة لویس، مطالعة فقر شهری و فرهنگ فقربود. وی برای مطالعة این موضوع از فن زندگی‌نامه استفاده می‌كرد. لویس معتقدبود با به‏كارگیری این روش در یك متن شهری می‏توان به یك معنی واقعی دست یافت. مثلاً برای بررسی و مطالعة عمیق یك خانواده از طریق این روش می‏توان به معنی واحد مؤثری رسید كه به دیگرخانواده‏هایی كه در موقعیت مشابه این خانواده زندگی می‏كنند، قابل‌تعمیم باشد. خانواده سانچز، حاشیه‏نشینان مكزیكوسیتی از مطالعات لویس با این روش تكمیلی است و لویس توانست با این روش‏شناسی مسئله فرهنگ فقر را ارائه دهد. او فرهنگ فقر را منعكس كنندة وجود محرومیت‏های اقتصادی، نابسامانی اجتماعی یا فقدان یك  پدیده یا یك حالت خاص نمی‏داند بلكه علاوه بر این‏ها وضعیت و حالتی مثبتی می‏داند كه سودمندی‏هایی دربردارد و بدون آن، شخص فقیر به سختی می‏تواند در شرایطی كه برای او وجود دارد به زندگی بپردازد، در واقع فرهنگ فقر از دیدگاه لویس، روشی از زندگی است و بهترین مكان برای مطالعة این فرهنگ را محلة فقیر‏نشین شهری می‏داند. همان‏گونه كه مشاهده می‏شود، روش تكمیلی در یك متن شهری با زمینة فرهنگی مشخص در كتاب بشام به خوبی معرفی می‏شود و خواننده را با نحوة به كاربردن آن با یك مثال‏واره آشنا می‏سازد.
همان‌گونه كه گفتیم انسان‏شناسی شهری سه دورة دودهه‏ای را تا به حال پشت سرگذاشته است. نسل‏های انسان‏شناسی شهری در طی دوره‏های مختلف موضوعات متفاوتی را مورد مطالعه قرار می‏دادند.
نسل اول‏ انسان‏شناسی شهری كه متعلق به دو دهة اول یعنی دهه‌های چهل و پنجاه بود. درپی یافتن بقایای زندگی روستایی در شهر بود. این نسل را می‏توان در نزد انسان‏شناسان مكتب منچستر دید كه درپی یافتن قبایل و قبیله‏‎گرایی در شهرهای آفریقای مركزی بودند و حتی مفهوم باسازی قبیله‌ای  را ابداع كردند.
دو دهة دوم یعنی دهه‌های شصت وهفتاد قرن بیستم تا حدودسال1980 ،نسل دوم انسان‏شناسی، موضوعات اصلی انسان‏شناسی در گذشته را، در شهر جستجو می‏كردند. در این دوره، شهر به مفهوم عام كلمه مورد توجه نبود، اكثر انسان‏شناسان شهری این دوره مسایل خاصی هم‌چون مهاجرت، خویشاوندی، قشربندی اجتماعی، سازگاری و نحوة سازگاری مهاجران، نقش‏های اجتماعی و غیره را در شهر جستجو می‌كردند.
آغاز نسل سوم انسا‏ن‏شناسی شهری از حدود 1980 میلادی است كه انسان‏شناسان شهری، علایق‏شان را به‌تمامی جنبه‌های زندگی شهری معطوف كردند. برای انسان‏شناسی شهری این دوره آنچه اهمیت دارد،‌ خصوصیات فرهنگ شهری  و ویژگی‏های شكل‏های گوناگون زندگی در شهر مورد مطالعه است این انسان‏شناسی دیگر به دنبال پدیده‏های زندگی روستایی و كوچ‏نشین یا مسایل دیگر از این دست در شهرنیست.
كتاب انسان‏شناسی شهری بشام را باید متعلق به دورة دوم دانست . با رجوع به فصول دوم به بعد، بشام موضوعات خاص انسان‏شناسی را در شهر جستجو می‏كند. موضوعاتی هم‌چون مهاجرت ازروستا به شهر، عوامل دفع و جذب، خویشاوندی در شهر، طبقه، كاست و قومیت در جوامع شهری.
با این وصف اثر بشام، اثر قابل توجهی است و از آثار كلاسیك انسان‏شناسی شهری به شمار می‏آید. نحوة پرداخت و زبان شیوا و گویای وی از شروع تا پایان كتاب و توجه جامع‏نگر و كامل او را چه به لحاظ نظری، تاریخی و روش‏شناختی و چه به لحاظ موضوعی و مثال‏واره‏ای در جای جای كتاب می‌توان دید.در این‌جا می‌توان نگاهی نیز به موضوع شهری در ایران داشت.
اهمیت مطالعات انسان‏شناسی شهری در ایران 
برای انسان‏شناسی شهری در ایران هیچ پیشینه‏ای نمی‏توان ردیابی كرد. در مقایسه با دامنه گستردة ادبیات این رشته در آمریكا و اروپا، هنوز به‏رغم اهمیت مطالعات شهری در ایران به دلیل دگرگونی‏های به وجود‏ آمدة شهری در سال‏های اخیر و وجود خصوصیات فرهنگی و اشكال گوناگون آن، بررسی و شناخت آن از این منظر مورد توجه قرار نگرفته‏ است و زمینة وسیعی را جهت كار برای انسان‏شناسان و محققان نسل‏های كنونی و آتی عرضه می‏كند. برای روشن‏ كردن اهمیت انسان‏شناسی شهری در مطالعات شهرهای ایران، لازم است نگاهی اجمالی به دلایل مطالعه از چند زاویه داشته و از این چند منظر اهمیت مطالعة این رشته در شهرهای ایران را اجمالاً روشن كرد.
شهرهای ایران از خصوصیاتی منحصر به فرد برخوردارند. منشاء توسعه و تكامل شهرهای ایرانی دلایل گوناگونی داشته است. بسیاری از این شهرها بر حسب كاركردهای ویژه‏ای به وجود آمده‏اند. و هنوز تحت تأثیر همان كاركردها و با تركیبی از عناصر بیرونی قرار دارند و بر رفتارها و خصوصیات فرهنگی مؤثرند. از ویژگی‏های عمده‏ای كه شهرهای ایران متأثر از آن هستند ،تنوع و پراكندگی تحت تأثیر زمینه‏های فرهنگی، قومی، اقلیمی است. این امر خصوصیات و اشكال گوناگونی از فرهنگ شهری را به وجود آورده و بر ساخت كل شهر تأثیر گذاشته است.
الف ـ تأثیر زیست شهری براشكال زیستی دیگر
با مدرن شدن جامعة ایرانی به خصوص در زیست شهری و منشاء تغییر در این زیست، ‌اشكال زیستی دیگر تحت تأثیر این زیست قرار گرفته‏اند. به گونه‏ای كه زیست عشایری و روستایی در زیست شهری مستحیل شده است. مرزهایی كه در گذشته میان این سه نوع  زیست وجود داشته برچیده و نفوذ زیست شهری بر زیست‌های دیگر بیشتر شده است.
انسان‏شناسی شهری با مطالعة دقیق می‏تواند، استمرار زیست عشایری و روستایی را در زمینة شهری مورد مطالعه قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد كه آیا شهرهای ایران به جوامع شهری واقعی مبدل شده‌اند؟ یا در شهرهای ایران مجموعه‏ای از زیست‏های عشایری و قومی روستایی وجود دارند كه در كنش عمومی مشاركت ندارند و بر ساخت كلی شهر تأثیر می‏گذارند؟‌ در واقع آیا انسجام شهری ایرانی وجود دارد یا قبیله و روستا و نظام موروثی پنهان در داخل شهر ادامه داشته و بر مفهوم جامعه شهری غلبه دارد؟ از طرف دیگر تأثیر زیست شهری بر زیست‏های دیگر چگونه بوده و این تأثیر چه تغییراتی را در ساختار اجتماعی فرهنگی زیست عشایری و روستایی گذاشته است؟ به طور كلی اختلال در سه شكل زیستی در ایران در چند دهة اخیر پی‌آمدها و نتایجی به همراه داشته كه شناخت این مسایل می‏تواند نقش عمده‏ای در درك خصوصیات و اشكال فرهنگی جامعه ایرانی و تغییرات به وجود آمده داشته باشد. انسان‏شناسی شهری با مطالعه در این زمینه می‏تواند چگونگی سازگاری مردم را در شهر با پس‏زمینه‏های روستایی و عشایری نمایان سازد.
ب‌ ـ گسست شهر قدیم / شهر جدید
این موضوع می‌تواند یكی از دلایل دیگر اهمیت مطالعات انسان‏شناسی شهری در ایران   باشد شهرها كه درگذشته دارای طرح و بافت فرهنگی- اجتماعی خاصی بودند. در این شهرها روابط و كنش‏های اجتماعی و خصوصیت فرهنگی نوعی پویش درونی به وجود می‌آورد. اما تغییرات در شهرها در چند دهة اخیر، منجر به گسست و انقطاع شهر با این گذشته شده و شالوده‏های كهن ارتباطات درون شهری و معماری و به طور كلی طرح و بافت نظام اجتماعی فرهنگی از هم گسسته شده است. (حبیبی، 1378)
عناصر جدید كه در شهرهای ایران وارد شده،  بر شیوة زندگی شهری تأثیر گذاشته و شهرهای ایران را به سمت سبك مدرن سوق داده كه خواه ناخواه این سبك جدید بر رفتار مردم تأثیر گسترده‏ای داشته است. انسان‏شناسی شهری سعی دارد یك دیدگاه انسان‏شناختی برای مطالعة زندگی شهری در فضا و زمان سبك جدید شهرها نسبت به فضا و زمان سبك قدیم شهرها به دست دهد و تغییرات و تحولات این انتقال را مورد كنكاش قرار داده و نفوذ و تأثیر شهرها بر الگوی سبك جدید زندگی مردم را مورد بررسی قرار دهد. در واقع انسان‏شناسی شهری سعی دارد با مطالعة تطبیقی زندگی شهری در زمان ومكان در این دو سبك به نتایج مفیدی دست یابد.
پ ـ مهاجرت روستایی
یكی دیگر از پدیده‏هایی كه در چند دهة اخیر می‏توان در شهرها مشاهده كرد روانه شدن سیل گسترده‏ای از جمعیت روستایی و عشایری به شهرها و در پی آن افزایش جمعیت شهری است. فروپاشی شیوه‏های تولیدی سنتی در جامعة ایرانی كه نقطة اوج آن به اصلاحات ارضی در دهة چهل برمی‏گردد به عنوان نقطة عطفی در روند شهرنشینی در ایران قابل بررسی است. این روند شهرنشینی از سال 1340 تا 1360، نرخ جمعیت شهری را 5/34 درصد به 51 درصد رساند ورشد این نرخ هنوز ادامه دارد. تا قبل از اصلاحات ارضی،‌ ایران كشوری روستایی ـ عشایری بود و اكثر مردم در جوامع روستایی یا عشایری زندگی می‏كردند، اما با پیدایش دولت مدرن و سیاست تخته‏قاپو كردن و مصرفی شدن جامعة ایرانی به دلیل پیدایش دلارهای نفتی و افزایش خدمات پس از اصلاحات ارضی درصد شهرنشینی روند رو به افزایش داشت و اكثر مردم را در خود جای داده است.(حسامیان،1377 ، مك كی 1380)
 درچند دهة اخیر، در برخی از شهرها میزان رشد مسئله‌ساز بوده است. حركت از روستا و اجتماعات كوچك به جامعه شهری با ابعاد بزرگ تغییرات عمده و گسترده‏ای در شیوة زندگی شهری و الگوی كنشی و روابط اجتماعی و هم‌چنین در سنت‏های فرهنگی از یك زمینة روستایی ـ ایلی به زمینة شهری به وجود آمده است. با توجه به روستایی و ایلی بودن بسیاری‌ از مردم شهرهای ایران و سكونت آن‏ها در شهرها یكی از مسایلی كه می‏توان به آن توجه كرد، گسست یا عدم رابطه میان فرهنگ و سرزمین است. به این معنی كه آیا مرزهای جغرافیایی مشخص برای فرد شهری با زمینة فرهنگی روستایی گسسته شده یا ادامه دارد؟ با توجه به شرایط اجتماعی مدرن و شهری شدن اكثر مردم ایران در شهرها، افراد از فضاهای فرهنگی وجغرافیایی خود كنده و به مكان جغرافیایی و فرهنگی جدیدی با خصوصیات و ویژگی‏های نو پرتاب شده‏اند. این فرایند كه در اكثر شهرهای ایران دیده می‏شود و دارای نتایج و پی‌آمدهای روان‏شناختی، اجتماعی،‌ فرهنگی فراوانی بوده است. در واقع، انسان‏شناسی شهری سعی دارد در بحث مهاجرت به عوامل دفع و جذب آن بپردازد. هم‌چنین سعی دارد این موضوع را روشن سازد، آیا زمینه‏های روستایی، ایلی در زمینه‏های شهری استقرار دارد یا نه؟ این استقرار در چه زمینه‏هایی است؟ چه تأثیری بر روابط اجتماعی و به طور كلی در ساخت پی‌آمدهای مهاجرت، الگو‏های اسكان مهاجران ـ مثلاً زاغه‏نشینی، حاشیه‏نشینی، كپرنشینی ـ و وضعیت آن‏ها در شهرها داشته است؟ واز این راه احتمالاً بتواند به نتایج مفیدی از این واقعیت‏های اجتماعی و فرهنگی مدرن دست یابد.
ت ـ كریولی شدن فرهنگ
دلیل دیگری كه مطالعات انسان‏شناسی شهری می‏تواند در ایران اهمیت داشته باشد، كریولی شدن فرهنگ شهری در شهرهای ایران است.
مفهوم كریول در زبان‏شناسی وفرهنگ‌شناسی به كار می‏رود. زبان یا فرهنگ كریول پدیده‌ای است كه به صورت یك زبان كاملاً تحول یافته با یك رشته قواعد كامل و واژگان وسیع تكامل یافته باشد. (پلاك، 1375) به عبارت دیگر، زبان یا فرهنگ كریول به پدیده‌ای می‏گویند كه از تركیب دو زبان یا فرهنگ مختلف پدید آمده باشد این مفهوم را می‏توان در فرهنگ‏های شهری نیز مشاهده كرد. اكثر شهرهای ایران دارای فرهنگ شهری خالص و ناب گذشته نیستند. با ورود به عرصه مدرن و تحولات گسترده در ایران و تأثیر مدرنیته بر فرهنگ شهری،‌ اكثر شهرهای ایران در واقع دارای آمیزه‌ای از نفوذ فرهنگ بیرون و سنت‌های محلی، به عبارت دیگر همان فرهنگ كریول شده هستند.
دامنة زندگی مردم اكثر شهرهای ایران از حدود و حصار خود شهرها و ایران فراتر رفته است. در اكثر شهرها، می‏توان به پیوستارهای فرهنگی  برخورد كرد كه یك سوی آن مربوط به كلان‏ شهرهای اروپایی و آمریكایی (عناصر مدرنیته) و سوی دیگر آن به فرهنگ ملی و سنت محلی مربوط می‏شود. در اكثر شهرهای ایران دیگر فرهنگ ناب شهری مفهومی نیست كه بتوان آن ‌را در محدودة همان شهر مشاهده كرد. در این‏جا باید توجه داشت كه مفهوم كریولی‌شدن فرهنگ‏های شهری ایرانی مترادف با تركیب پیوندی  یا التقاطی‌شدن فرهنگ‏ها نیست، بلكه دقیقاً به این معنا است كه از تركیب دو یا چند فرهنگ متفاوت، فرهنگ جدیدی پدید آمده كه مانند زبان كریول جای خود را پیدا می‏‏كند و عمق تاریخی می‏یابد.
بنابراین، انسان‏شناسی شهری در حوزه شهرهای ایران می‏تواند به چگونگی جذب و پذیرش فرهنگ جهانی  در فرهنگ محلی و به وجود آمدن شیوة خاصی از زندگی اجتماعی فرهنگی در شهرهای ایران بپردازد. به بیان دیگر كریولی‌شدن فرهنگ شهرهای ایران  در همه جا و در همه وقت یك گونه و یكسان نیست. بنابراین انسان‏شناسی شهری می‏تواند این نایك‌سان و ناهم‌گون شدن فرهنگ شهرهای ایران را نمایان سازد. دلیل این امر پراكندگی شهرهای ایران با زمینه‏‏های فرهنگی قومی و گونه‌شناسی‌های متنوع است كه كریولی‌شدن فرهنگی متنوع و منحصر به فرد خود را به وجود می‏آورد.
ث ـ تعدد وتنوع قومی
 از موضوعات دیگر مورد مطالعه در انسان‏شناسی شهری كه می‌تواند توجه اكثر انسان‏شناسان شهری را جلب كند و در ادبیات این رشته حضور برجسته‏ای دارد، تنوع قومی در شهرها است. این رشته در ادبیات حضور برجسته‌ای دارد.
 همان‏گونه كه در بحث مربوط به موضوعات انسان‏شناسی شهری ذكر شد، انسان‏شناسی شهری بخشی از مطالعات خود را بر روی شكل‏گیری جماعت‏های ویژه در بعضی محله‏هایی كه جداسازی قومی در آن‌ها اتفاق افتاده متمركز می‌كند ایران نیز مجموعه‏ای نامتجانس از گروه‏های قومی و انسانی مختلف است. در واقع، مجموعة  ناهمگونی از اقوام و ملیت‏های مختلف نژادی، زبانی، مذهبی، فرهنگی است. ( القایی، 1378 واحمدی 1378). این تنوع تا قبل از مدرن شدن ایران در مرزهای اقلیمی و جغرافیایی خود محدود بود و اختلاط و هم‌جواری ‏ در آن مشاهده نمی‏شد. اما با مدرن‌شدن جامعة ایرانی و اهمیت شهرنشینی و افزایش درصد شهرنشینی سریع و انفجار جمعیتی شهرها به دلیل مهاجرت بی‏رویه روستاییان و عشایر و گروه‏های قومی به شهر‏ها پدیده‏‏ای را به وجود آورد كه می‏توان،  از آن به نام هم‏جواری1و همسایگی گروه‏های قومی در شهرها نام ‏برد. تركیب ساختار شهرهای ایران نه تنها از همین رویكرد تنوع قومی برخوردار شده، بلكه در برخی موارد هر گروه قومی مشاغل ویژه‏ای را برگزیده و محله‏ای را چه برای‌سكونت وچه به عنوان محل اشتغال، اشغال كرده‏اند. این جداسازی قومی و شغلی، مسایلی هم‌چون محله‏بندی‏ها و تأثیر آن بر بافت شهری،‌ هویت‏یابی، خاص‏گرایی شهری و بسیاری از مسایل دیگر را به دنبال داشته كه هریك می‏تواند در انسان‏شناسی مورد مطالعه قرار گیرد. به طور كلی پدیده قومیت وهم‌جواری در اكثر شهرهای ایران اهمیت بسیار داشته و جای بررسی و مطالعه فراوانی دارد.
علاوه بر موضوعاتی كه در زمینة‏ اهمیت انسان‏شناسی شهری در مورد شهرهای ایران ذكر شد، موضوعات متنوع دیگری چون: خانواده و خویشاوندی در شهر،‌ جرم و بزه‌كاری شهری، خرده فرهنگ‏های شهری، عمل‌كرد نهادها و سازمان‏های شهری و نحوه ارتباط مردم با آن‌ها درشهرهای ایران وجوددارد‌ كه هریك می‌توانند به عنوان دست‌مایه‌ای برای مطالعه و بررسی قرار گیرند
                                                                                       
منابع:
ـ احمدی ،حمید، 1378، قومیت وقوم گرایی درایران، تهران، نشرنی.
ـ الطلایی، علی، 1378، دربحران هویت قومی ایران، نشر شادگان.
ـ بیتس، دانیل، پلاك، فرد، 1375،  انسان شناسی فرهنگی، ترجمه محسن ثلاثی، تهران، انتشارات علمی.
ـ حبیبی، محسن، 1378، ازشارتاشهر، تهران، انتشارات‌دانشگاه تهران.
حسامیان، فرخ و دیگران، 1377، شهر نشینی درایران، تهران، آگاه.
- مك‌كی، ساندرا، 1380، ایرانی‌ها(ایران،اسلام، روح بك‌ملت)، ترجمه شیوا رویگریان، هران، ققنوس.



نوع مطلب : اطلاعات عمومی 





Admin Logo
themebox Logo