تبلیغات
وب‌نوشت احمدعلی شفیعی - خودتون اسم براش بگید

فکر کنید، بخواهید، احساس کنید تا به آن برسید...

خودتون اسم براش بگید

تاریخ:جمعه بیست و یکم مردادماه سال 1390-ساعت 04 و 18 دقیقه و 35 ثانیه

زمانیکه مردی در حال پولیش کردن اتوموبیل جدیدش بود کودک 4 ساله اش تکه سنگی را برداشت و بر .روی بدنه اتومبیل خطوطی را انداخت
مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را در دست گرفت و چند بار محکم پشت دست او زد بدون انکه به دلیل خشم متوجه شده باشد که با آچار پسرش را تنبیه نموده
در بیمارستان به سبب شکستگی های فراوان چهار انگشت دست پسر قطع شد
وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش را دید از او پرسید

"پدر کی انگشتهای من در خواهند آمد"
آن مرد آنقدر مغموم بود که هیچی نتوانست بگوید به سمت اتومبیل برگشت وچندین بار با لگد به آن زد
حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود و به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود
نگاه می کرد . او نوشته بود
" دوستت دارم پدر "
روز بعد آن مرد خودکشی کرد
خشم و عشق حد و مرزی ندارند ; دومی را انتخاب کنید تا زندگی دوست داشتنی داشته باشید و این را به یاد داشته باشید که اشیاء برای استفاد شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند


نوع مطلب : روان شناسی  





Admin Logo
themebox Logo